اختلال وسواسی-جبری نمونه‌ای از اثرات مثبتی است که پژوهش‌های امروزی می‌تواند در زمان کوتاه روی یک اختلال داشته باشد. تا همین اواخر یعنی دهۀ 1980 اختلال وسواسی-جبری اختلالی نه چندان شایع با پاسخ ضعیف به درمان تلقی می شد. امروزه معلوم شده است که اختلال وسواسی-جبری شایع و خیلی حساس به درمان است.

فکر وسواسی(obsession) یک فکر، احساس (feeling)، عقیده، یا حس (sensation) مزاحم و تکرار شونده است. عمل وسواسی (compulsion) فکر یا رفتار خودآگاه، میزان شدۀ تکراری، نظیر شمارش، یا اجتناب است. فکر وسواسی موجب اضطراب شخص می‌گردد، در حالی که انجام عمل وسواسی اضطراب شخص را کاهش می‌دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت می‌کند اضطراب افزایش می‌یابد. شحض مبتلا به اختلال وسواسی-جبری معمولاً غیر منطقی بودن افکار وسواسی خود را درک می‌کند. هم افکار وسواسی و هم عمل وسواسی برای بیمار خودناهمخوان (ego-dystonic) شناخته می شوند. اختلال وسواسی-جبری می تواند اختلالی ناتوان کننده باشد، چون افکار وسواسی می‌توانند وقت‌گیر بوده و به طور قابل ملاحظه‌ای در برنامه معمول، یا روابط با دوستان و اعضاء خانواده تداخل نماید.

همه‌گیرشناسی

شیوع اختلال وسواسی-جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده می شود. بعضی از پژوهشگران تخمین زده‌اند که بین بیماران سر پایی کلینک‌های روانپزشکی میزان شیوع این اختلال تا 10 درصد می‌باشد. بین بزرگسالان احتمال ابتلا مرد وزن یکسان است؛ معهذا بین نوجوانان، پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی-جبری مبتلا می‌گردند. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است. هر چند در مردها سن شروع کمی پائینتر (حدود 19 سالگی) از زن‌ها (32 سالگی) است. در مجموع، تقریباً در دو سوم بیماران شروع علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع می‌شود. اختلال وسواسی-جبری ممکن است در نوجوانی یا کودکی، و در مواردی حتی در 2 سالگی شروع شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل به این اختلال مبتلا می‌شوند، هر چند این یافته احتمالاً بازتاب مشکل بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری در حفظ روابط است.

   افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری معمولاً به سایر اختلالات روانی هم مبتلا هستند. میزان شیوع اختلال افسردگی اساسی در طول عمر در مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری 67 درصد و میزان شیوع فوبی اجتماعی در گروه اخیر 25 درصد است. سایر اختلالات روانی شایع توأم با اختلال وسواسی-جبری مشتملند بر اختلال مصرف الکل، فوبی خاصّ، اختلال هراس، و رختلال خوردن.

سبب شناسی

عوامل زیست‌شناسی

   ناقل‌های عصبی بالینی بسیاری که با داروهای مختلف به عمل آمده تأیید کننده این فرضیه است که بی‌نظمی (سیستم) سروتونین در پیدایش علائم افکار وسواسی و علائم وسواسی در این اختلال در کار است. داده‌ها حاکی است که داروهای سروتونرژیک مؤثرتر از داروهایی هستند که بر سایر سیستم‌های نوروترانسمیتر مؤثر واقع می‌گردند. معهذا، این که سروتونین در علت اختلال وسواسی-جبری هم دخیل است یا خیر فعلاً معلوم نیست. مطالعات بالینی غلظت‌های متابولیت‌های سروتونین- مثلاً، 5-هیدروکسی ایندول استیک اسید () را در مایع مغزی نخاعی () و میل ترکیبی و تعداد مکان‌های وابستگی پلاکتی ایمی‌پرامین حاوی تریتیوم () را ارزیابی کرده و یافته‌های متفاوتی از این معیارها در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری گزارش کرده‌اند.

روش توقف فکر ولپی

این روش در سال 1958 توسط جوزف ولپی ابداع شد. این روش برای رفع مشکل افرادی که مبتلا به افکار وسواسی یا رفتار کلامی خصوصی غیر قابل کنترل هستند به کار می‌رود. به طور ویژه، این روش در رابطه با افکار مربوط به مرگ، از دست دادن کنترل، خودخواربینی، شکست در عشق، و پرخوری با موفقیت به کار رفته‌اند (ساندل و ساندل، 1993؛ به نقل از سیف 1379). نحوۀ استفاده از روش توقف فکر این گونه است که ابتدا درمانگر از مددجو می‌خواهد تا به افکار وسواسی خود بپردازد. بعد درمانگر ناگهان بر سر مددجودداد می‌زند که ”بس است!“ است عمل بلافاصله به توقف رفتار کلامی خصوصی یا افکار وسواسی می‌انجامد. پس از تکرار موفقیت‌آمیز این جریان برای چندین‌ بار، از مددجو خواسته می‌شود تا خودش با گفتن "بس است!" به افکار وسواسی خود خاتمه دهد. ابتدا این ”بس است!“ گفتنها با صدای بلند به خود گفته می‌شود، اما به تدریج محو می‌گردد تا این که سرانجام مددجو صرفاً با گفتن ”بس است!“  با خود و به طور ناملفوظ افکار مزاحمش را متوقف می‌سازد. مسترز و همکاران (1987) مراحل زیر را با استفاده از روش توقف فکر پیشنهاد داده‌اند:

الف-ابتدا درمانگر افکار آشکار مددجو را متوقف می کند.

ب-بعد درمانگر افکار نهان مددجو را متوقف می‌کند.

پ-سپس مددجد افکار نهان (خصوصی) خود را متوقف می‌کند.

ث-بالاخره مددجو به طور نهان (درونی) افکار خصوصی خود را متوقف می‌کند

                                              (مارتین و پییر،1992؛ به نقل از سیف، 1378)

اُلری و ویلسون (1975، ترجمۀ، پودات، سیف، و فیض، 1365) گفته‌اند در صورتی که روش توقف فکر با عبارت ”بس است!“ موفقیت آمیز نباشد، شوک برقی ناراحت‌کننده‌ای با عبارت ”بس است!“ همراه می‌شود تا اثر‌بخشی آن افزایش یابد. استفاده از شوک برقی برای متوقف کردن اعمال جبری (وسواس عملی) نیز به کار رفته است. برای نمونه، ”در سال 1965 لازاروس برای کمک به رهایی از دست شستن جبری از شوک برقی استفاده کرد و در سال 1970 کوشنر مورد شاخصی از دختر هفده ساله‌ای را که به طور جبری و به میزان تقریبی هر چهل ثانیه یک بار در مدت شش ماه عطسه می کرد با دادن شوک برقی بر نوک انگشتان که وابسته به هر عطسه بود درمان کرد“ 0اُلری و ویلسون، 1975، ترجمۀ فارسی، ص 309؛ به نقل از سیف، 1378).

اندیشۀ طراحی و ساخت دستگاه توقف فکر به روش ولپی در تجربۀ کار عملی با کلینت‌های با تشخیص وسواس فکری-عملی به ذهنم رسید. برای ساخت این دستگاه با یک کارشناسی برق صنعتی (ایشان از مراجعانم بود و از فکرها و اعمال وسواسی رنج می‌برد) صحبت کردم و نحوه و کاربد دستگاه را برایش توضیح دادم ایشان مدارها و صرح کلی را به صورت یک چارت روی کاغذ طراحی و به من داد و من با یک نفر کارشناس الکترونیک صحبت و لوازم مورد نیاز را تهیه و در اختیار ایشان گذاشتم که نیجه دستگاهی شد به شکل زیر:

عکس دستگاه

نحوۀ استفاده از دستگاه

1-ابتدا روانشناس باید از تشخیص اختلال وسواس فکری-عملی مطمئن شود.

2- با استفاده از روش آرامش‌آموزی، مراجع را ریلکس نموه و فایل ضبط شده آرامش‌آموزی را به مراجع داده و از او بخواهید روزی دوبار در منزل آن را تمرین کند (تمرینات یاید در محیطی آرام و بدون سر و صدا و حداقل یک ساعت بعد از سرو غذا صورت گیرد).

3-بعد از این که مطمئن شدید مراجع آرامش آموزی را یاد گرفته در جلسۀ مشاوره از او بخواهید به طور ذهنی خود را آرام کند.

4. دستگاه را روشن نموده انگشتانه‌ها را به نوک انگشتان سبابه و انگشت وسط مراجع وصل نموده و در مورد عملکرد دستگاه به او آموزش کوتاه و مختصری بدهید

5-به مراجع عملکرد سه چراغ سبز، زرد و قرمز را آموزش دهید:

الف-چراغ سبز: به مراجع بگوئئد در صورتی که او در مورد افکار و اعمال وسواسی صحبت نکند چراغ سبز برای او روشن می‌شود، این چراغ تا زمانی که مراجع در مورد افکار و اعمال وسواسی صحبتی به میان نمی‌آمورد روشن می‌ماند.

ب-به مراجع بگویید در صورتی که در مورد افکار و اعمال وسواسی شروع به صحبت کنی چراغ زرد به عنوان هشداری برای شما روشن می‌شود ایشان باید بلافاصله افکار و اعمال وسواسی را متوقف کند، در صورتی که این کار را نکرد به او شوک بدهید.

6-مراجع بلافاصله باید صحبتش را عوض کند، در صورنی که این کار را نکرد چراغ قرمز را به عنوان هشداری جدی روشن نموده و به او دوبار شوک بدهید اگر مراجع افکار و اعمال وسواسی را متوقف نکرد به محض صحبت دربارۀ این اعمال و افکار به او شوک بدهید تا تسلیم شود.

7-اگر مراجع موضوع صحبتش را عوض کرد چراغ سبز را به نشانۀ رفتار عادی او روشن و او را تحسین کنید.

ادامه دارد